به تو و عشق تو ایمان دارم هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق |
|||||||||||||||||
سه شنبه 30 مهر 1392برچسب:, :: 6:52 بعد از ظهر :: نويسنده : مبینا
امروز هادی جونم اس داد که برام هدیه خریده منم ذق کردم.آخه عید غدیر خمه مثلا.بعدشم لالا کرد.منم با مامان و آبجیم رفتیم دعای عهد جشن گرفته بودن به خاطر عید غدیر کلی شکلات پرت کردن مسابقه ماست خوری واسه بچه ها گذاشتن واسه بزرگترا هم مسابقه شال بستن باحجاب گذاشتن.منم رفتم نفر اول شدم 10هزارتومن جایزه گرفتم.بعدشم دعا خوندن که آقاییم زنگید که برم پیشش منم مامان جونمو پیچوندم هرچند که خودش فهمیدبعدم رفتییم دوباره دوردور کردیم.آقایی یه روسری خوشگل برام خریده بود داش بهم منم کلی خوشحال شدم نه بخاطر این که برام هدیه خریده بخاطر این که بیادم بوده فقط.خودشم میدونه که وجودش چقد برام ارزش داره حتی با یه شاخه گلم کلی خوشحال میشم.خدابرام نگهش دار خیلی عاشقشم خععععععععععلی نظرات شما عزیزان:
ازم پرسیدن :
منبــــــــــــــــــع نوشته هات کجاست؟؟ گفتم : زیاد دور نیســـــــــــــت !! یک وجبی بغضم . . .
درباره وبلاگ مبینا هستم متولد 20بهمن71وسلطان قلبم هادی متولد7فروردین 67.از روزی که دیدیم همو دلامون لرزید.با تمام وجود دوسش دارم چون همه جوره عشقشو بهم ثابت کرده.اونم منو دوس داره و تصمیم دارم روزمرگیهامونو بنویسم اینجا آخرین مطالب پيوندها
![]() نويسندگان
|
|||||||||||||||||
![]() |